اولین دیدار سارینا و دریا... ( سفر شمال )
سلام به عسل خودم..... این پست مربوط می شه به اولین سفر دخترم به شمال... سری قبل که شما هنوز تو جمع مون نبودی، با عمو بهروزشون (بابای ستایش و سنا) رفته بودیم شمال، که خیلی خوش گذشته بود . علت اصلی لذت سفر به شمال این بود که عمو بهروز اهل شمال هست و جاهای دیدنی و زیبایی ما رو برد... خلاصه اینکه بعد از برنامه ریزی هایی که با دوست های بابا محمد انجام دادیم، در نهایت برنامه این طور شد که بعدازظهر روز چهارشنبه ( اول خرداد ماه ) به سمت شمال حرکت کنیم. ساعت ٢ بعدازظهر بود که به همراه کوثر و ستایش و سنا و مامان و باباهاشون حرکت کردیم. یکی از خوبی های این سفر این بود که توقف های زیادی...
نویسنده :
مامان محدثه
2:33







